تفاوت بین ازدواج دائم و ازدواج موقت

ازدواجعقد ازدواج تنها طریق مشروع و سالم در برقراری ارتباط همسری بین زوجین است و در این امر فرقی بین ازدواج و دائم نمی‌باشد. پس طرفین پس از جاری شدن عقد، زن و شوهر یک دیگر محسوب می‌گردند و تنها تفاوت در این امر این است که در عقد موقت، پایان این ازدواج از پیش تعیین و توافق شده است.
تفاوت‌هایی در تعهدات زن و مرد در ازدواج موقت با ازدواج دائم وجود دارد، از جمله آن که:
۱- ذکر نشدن مهر در عقد دائم، عقد را باطل نمى‏سازد؛ بر خلاف عقد موقت. لذا ذکر مهریه در عقد موقت واجب است.
۲- زن و شوهر در عقد دائم از یکدیگر ارث مى‏‌برند؛ بر خلاف عقد موقت.
۳- جایز نیست زن و شوهر در عقد دائم شرط کنند که نزدیکى انجام نگیرد؛ بر خلاف عقد موقّت (زن می‌تواند شرط کند که نزدیکی صورت نگیرد، اما اگر بعداً راضی شد، مانعی ندارد)
۴- شوهر در عقد دائم باید نفقه زن را بپردازد ؛ برخلاف عقد موقّت.
۵- زن در عقد دائم بدون اجازه شوهر نمى‌‏تواند بیرون برود؛ ولى در عقد موقت مى‏‌تواند ؛ مگر آنکه باعث تضییع حق شوهر شود.
۶- ذکر مدت در عقد دائم لازم نیست؛ ولى در عقد موّقت باید حتماً مدت زمان ذکر شود. هیچ محدودیتی در مدت زمان ازدواج موقت وجود ندارد (از چند دقیقه تا چند سال)
نکته: چنانچه از تعیین زمان غافل شوند، عقد نکاح موقت به عقد دائم بدل خواهد شد و عقد منعقده ، دیگر، منقطع نیست و تمام احکام دائم بر این عقد بار خواهد شد – یعنی حتی برای جدایی باید صیغه طلاق جاری کنند و احکام طلاق بر آنها مترتب می‌باشد).
۷- عقد موقت طلاق ندارد بلکه جدا شدن زن و مرد به‌واسطه تمام شدن مدت عقد و یا بخشیدن مدت (مرد باقیمانده زمان عقد را به زن می‌بخشد) می‌باشد.

تعریف قلم‌های اطلاعاتی رویداد حیاتی ازدواج

ازدواج: نوعی عقد و پیمان قانونی یا شرعی است که بین زن و مرد برای زندگی مشترک منعقد می شود و می تواند دائم یا موقت باشد .

اعلامیه ازدواج : برگه ای است که پس از ثبت ازدواج جهت ثبت مشخصات زوجین در اسناد سجلی آنان از طرف محضر ازدواج صادر و به اداره ثبت احوال محل ارسال می گردد.

تاریخ ازدواج: روز، ماه و سالی است که خطبه‌ی عقد بین زوجین جاری می‌شود.

تاریخ ثبت: روز، ماه و سالی است که رویداد ازدواج در محضرهای ازدواج یا در دفتر اسناد رسمی به ثبت می‌رسد.

محل ازدواج: مکان جغرافیایی (شهر یا روستایی) که واقعه‌ی ازدواج در آن‌جا رخ‌داده است. شهری یا روستایی بودن ازدواج بر حسب مکان جغرافیایی (شهر یا روستای) محل سکونت زوج تعیین می‌شود.

محل ثبت: محل ثبت از نظر تقسیمات جغرافیایی (استان، شهرستان و …) مکانی است که دفترخانه‌ی ازدواج یا دفتر اسناد رسمی که ازدواج در آن‌جا ثبت شده است، واقع است.

نوع ازدواج: فرایندی است که به وسیله‌ی آن رابطه‌ی قانونی مرد و زن برقرار می‌شود که به دو صورت ازدواج دایم و ازدواج موقت انجام می‌شود.

ازدواج موقت (منقطع) ثبت شده: عقدی است که به صورت موقت و برای مدت معین انجام می شود و در دفاتر ازدواج ثبت می گردد.

دفعات ازدواج زوجین: ‌تعداد دفعاتی که هر کدام از زوجین اقدام به ازدواج ( اعم از دائم و یا موقت ) نموده اند.

مستند ثبت ازدواج: مستندی است که بر اساس اعلامیه‌ی ازدواج، اقرارنامه، رأی دادگاه و کنسولی برای ثبت مشخصه‌های زوجین در اسناد سجلی آنان به اداره‌ی ثبت احوال محل ارسال می‌شود.

تاریخ تولد(زوج و زوجه): روز، ماه و سال تولد صاحب سند ثبت کل رویدادهای حیاتی است.

محل تولد(زوج و زوجه): مکان جغرافیایی (شهر یا روستایی) که واقعه‌ی تولد در آن‌جا رخ داده است.

شغل(زوج و زوجه): نوع کاری است که توسط شخص در طول زمان مرجع انجام می‌شود یا انجام آن را بر عهده دارد.

محل سکونت دایم: محل سکونت دائم عبارت است از شهر یا روستایی که زوج قبل از ازدواج در آن‌جا سکونت داشته است. چنان‌چه زوج بیش از یک محل سکونت داشته باشد، محلی است که بیش‌ترین مدت سال را در آن‌جا به‌سر می‌برد به‌عنوان محل سکونت دایم درنظر گرفته می‌شود.

ازدواج شهری وروستایی: ازدواج شهری وروستایی  بر حسب مکان جغرافیایی ( شهر یا روستای ) محل سکونت زوج تعیین می گردد.

 

نکات شیرین درباره ی ازدواج

درباره ازدواج بسیار گفته و شنیده ایم. اما مطالبی که در زیر می آید شاید برای شما تازگی داشته باشد

از میان ضرب المثل های ملل مختلف و همین طور سخنان شخصیت های بزرگ جهان پیرامون ازدواج شصت مورد را انتخاب کرده ایم. بسیاری از این حرف ها جنبه شوخی و مزاح دارد اما تعداد دیگری از آنها شاید وصف حال من و شما باشد! همین طور قسمت دیگری از این گفته ها می تواند برای عده ای حکم کلید راهنما را داشته باشد.

۱-هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت کن تا با چشم هایت.( ضرب المثل آلمانی)

۲- مردی که به خاطر ” پول ” زن می گیرد، به نوکری می رود. ( ضرب المثل فرانسوی )

۳- لیاقت داماد ، به قدرت بازوی اوست . ( ضرب المثل چینی )

۴- زنی سعادتمند است که مطیع ” شوهر” باشد. ( ضرب المثل یونانی )

۵- زن عاقل با داماد ” بی پول ” خوب می سازد. ( ضرب المثل انگلیسی )

۶- زن مطیع فرمانروای قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگلیسی )

۷- زن و شوهر اگر یکدیگر را بخواهند در کلبه ی خرابه هم زندگی می کنند. ( ضرب المثل آلمانی )

۸- داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش صورت و بی لیاقت . ( ضرب المثل لهستانی )

۹- دختر عاقل ، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح می دهد. ( ضرب المثل ایتالیایی)

۱۰-داماد که نشدی از یک شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای .( ضرب المثل فرانسوی )

نکاتی که در مورد ازدواج باید بدانید …

یکی از دلایل شکست در زندگی زناشویی این است که افراد پیش از ازدواج مکالمه طولانی و جدی با یکدیگر ندارند. در اینجا سوالاتی را مطرح کرده‌ایم که به شما در شناخت بهتر همسر آینده‌تان کمک می‌کند. حقیقتا این سوالات کلید طلایی هستند و اگر شما و همسرتان این نکات را از یکدیگر بدانید امکان شکست در ازدواج‌تان کمتر خواهد بود.

● چه عادت‌هایی دارد؟ 

آیا شما سحرخیز هستید؟ همسر آینده‌تان چطور؟ چند ساعت در شبانه‌روز تلویزیون تماشا می‌کنید؟ آیا طرف مقابلتان آدم ولخرج، مقتصد یا خسیسی است؟ چقدر کار می‌کند؟ بهتر است بدانید همسر آینده‌تان چقدر زمان صرف حمام رفتن، خوابیدن یا کارهای شخصی‌اش می‌کند؟ آیا این زمان‌ها با ساعت طبیعی زندگی شما در تداخل است یا نه؟

● زبان ابراز عشق طرف مقابلتان چیست؟ 
وقتی از صمیم قلب به کسی که دوستش دارید حرف‌های دلتان را می‌زنید در او احساس عشق را بیدار می‌کنید. برخی افراد زمانی‌که یک هدیه دور از انتظار از طرف مقابل دریافت می‌کنند به اوج عشق می‌رسند. روشی که به وسیله آن افراد به عشق می‌رسند «زبان عشق» آنهاست. این زبان می‌تواند تماس فیزیکی، سپری کردن اوقات فراغت با یکدیگر یا کلمات عاشقانه و هدیه باشد. مطمئن شوید که زبان عشق یکدیگر را پیدا کرده‌اید.

● نظر طرف مقابل در مورد فرزند چیست؟ 

آیا شما فرزند می‌خواهید؟ چند تا؟ آیا شما و همسر آینده‌تان بر سر تعداد فرزندان موافق هستید؟ بسیار مهم است که هر دو موافق یک نوع روش تربیتی خاص باشید.

● روابط خانوادگی او چگونه است؟ 

خانواده او چگونه هستند؟ افراد خانواده چگونه با یکدیگر رفتار می‌کنند؟ دانستن این مطالب به این معنا نیست که شما حتما در آینده خانواده‌ای شبیه خانواده همسرتان خواهید داشت، اما به شما در شناخت بهتر و بیشتر او کمک می‌کند. بیشتر شخصیت او در همان خانواده شکل گرفته است. همه خانواده‌ها مشکلاتی دارند، از ابتدا موضع خود را مشخص کنید، آیا دوست دارید با آنها بیش از حد صمیمی ‌شوید یا می‌خواهید فاصله را با آنها نگه دارید؟

حقایقی درباره ازدواج که شما را شگفت زده می کند

از همان لحظه ای که شما تصممیم به ازدواج می گیرید، ممکن است فکر کنید که شریک زندگیتان را خیلی خوب می شناسید. رو ی هم رفته شما بهترین دوستان همدیگر هستید که تصمیم گرفته اید تا بقیه زندگیتان را در کنار یکدیگر سپری نمایید. اما زندگی زناشویی اغلب پر از لحظات شاد و غمگینی است که اصلا توقع نداشته اید. بنا به گفته کیم لاندهولم (روانکاو خانواده ) مردم اغلب حتی در صمیمی ترین روابط خود با چیزهایی روبرو می شوند که آنها را شگفت زده می کند و نیاز دارند که آنها را بفهمند. زوج ها فقط به این دلیل که با همدیگر ازدواج کرده اند لزوما نقطه نظرهای یکسانی ندارند. این مقاله نظرات محققان روابط زوج ها ، درمانگران ازدواج، و زوجهای متاهلی است که درباره آنچه که آنها را پس از ازدواج شگفت زده کرده است بیان کرده اند .

۱  مشکلات کوچک را حل کنید

دکتر تری اربوش( فوق تخصص و نویسنده کتاب ۵ گام ساده برای انتقال ازدواج شما از سطح خوب به سطح عالی و محقق و استاد دانشگاه در انستیتو تحقیقات محلی دانشگاه میشیگان) می گوید: بسیاری از زوج ها می گویند که آنچه که آنها را بیشتر درباره ازدواج متعجب می کند، این است که برخلاف آنچه که در رسانه ها می گویند که از مشکلات کوچک چشم پوشی کنید، آنها واقعا مجبورند که روی چیزهای کوچکی که آنها را عصبی می کند وقت بگذارند.
حدود ۲۴ سال ، اوبروش زندگی ۳۳۷ زوج را برای یک مطالعه طولانی مدت به نام “پروژه سال های اولیه ازدواج ” دنبال کرد. در مصاحبه ها و پرسشنامه ها، زوج ها گزارش دادند که محرک های کوچک مثل کارنکردن ماشین ظرفشویی یا دیر رسیدن به فیلم ، اگر حل نشوند، تبدیل به مشکلات بزرگی می شوند.
دکتر اوبروش می گوید: خیلی مهم است که درباره این محرک ها به صورت دوستانه و مسالمت آمیز صحبت شود . و هرگز اجازه ندهید که این چیزها تبدیل به عقده شوند.

  ۲ خانواده شما مهمتر از آن چیزی هستند که شما فکر می کنید

اولین بار که شما در حال صرف غذا با بستگان آینده خود هستید، حس می کنید که می دانید چگونه با آنها رابطه برقرار کنید. اما در عمل ممکن است بطور شگفت آوری سخت باشد. میشل ۳۱ ساله متاهل میگوید: مهمترین بخش ازدواج سرو کله زدن با خانواده هاست . برای مثال بستگان همسر من توقع دارند فورا صمیمی شویم و دوست دارند با من مثل دختری که هرگز نداشته اند رفتار کنند، ولی حس می کنم برای من یک مقدار عجیب است.
اما میشل از تاثیرگذاری همسرش روی خانواده خود در همان ابتدا خیلی متعجب شده بود. او می گوید: شوهرش خیلی خوب در شام خانوادگی خودش را نشان داد و این مساله باعث شد که بقیه رفتار بهتری داشته باشند . خانواده من خیلی ازشوهرم خوششان آمد و واقعا با او راحت بودند.
بیشتر افراد از اینکه می بینند چقد زندگیشان شبیه زندگی پدرو مادر خودشان است متعجب می شوند. لاندهولم می گوید: زوج ها اغلب نقش تاریخچه افراد خانواده را دست کم می گیرند. همه قول می دهند که زندگی خودشان نسبت به زندگی والدین خود فرق داشته باشد ولی بالاخره از اینکه می بینند اینقدر در زندگی شبیه آنها شده اند متعجب می شوند.آنها در مواردی مثل گرفتن تصمیمات اشتباه منجر به شکست، در بخشهای مختلف یک زندگی خانوادگی معمولی ، درست همان کاری را می کنند که پدرو و مادرشان انجام داده بودند.

  ۳ زندگی مشترک شما بیشتر از آن چیزی که فکر می کنید نیاز به تسلط به اوضاع دارد

دیوید ۳۶ ساله می گوید: ممکن است واضح به نظر برسد، اما همه چیز از زمانی که وارد زندگی مشترک می شوید دو برابر می شود . همه احساسات بالا و پایین شده ، هیجانات و موفقیت های مربوط به شغل ، مشکلات درمانی ، تعهدات خانوادگی و جشن ها و تعارضات و کلا همه چیز دوبرابر می شود.
این اشتراکات همان چیزهاییست که روابط را عمیق تر می کنند. اما خوب جالب است بدانید که در این رابطه آنچه که می گیریم زیاد است ولی بیشتر می پردازیم.
دکتر اوبروش درباره زوج هایی که مطالعه کرده می گوید:هیچکدام نمی دانستند زمانی که ازدواج کردند ، زندگیشان بسیار شلوغ و پر استرس شد که حتی گاهی آنها روابط خودشان را به کل فراموش کردند.هر چه بیشتر نقش و مسوولیت داشته باشید، کمتر می توانید به تک تک آنها برسید.( هر که بامش بیش برفش بیشتر)
زوج ها به وی گفتند که یاد گرفتند تلاش کنند تا درباره مسایلی بیشتر از کودکان، کار و یا کارهای خانه صحبت کنند. آنها توانستند بوسیله صحبت کردن درباره مسائل مهم دیگر مثل احساساتشان، اهدافشان و یا رویاهایشان برای آینده دوباره به هم نزدیک شوند حتی اگر در شرایط استرس زا قرار می گرفتند.

۴  خوش رویی یک عامل کلیدی مهم

کارشناسان می گویند که چقدر مهم است که برای داشتن یک خوشبختی طولانی مدت با همسر خود با خوشرویی رفتار کنیم و موفقیت های وی را جشن بگیریم.
دکتر آرتور آرون ( استاد دانشگاه استونی بروک) می گوید: به دنبال شانس هایی باشید که شادی خود را ازموفقیت های شریک زندگی خود نشان دهید ،این مساله واقعا رابطه ها را مستحکم تر می کند و تحقیقات نشان می دهد که این خوشحالی ها نقش مهمتری دارد تا اینکه بخواهیم در شکست هایش او را یاری دهیم.
دکتر اوربوش می گوید: ما دریافتیم که بسیار پر معنی است که شریک زندگی شما به شما حس خاصی را انتقال میدهد ، حس اهمیت و یا عشق .شما می توانید به وسیله خوشرویی با شریک زندگیتان از پسش بر آیید. تشکر کردن برای انجام کارهای خانه و یا گفتن جملات ساده ای چون ” اگر دوباره به روز اول بر گردیم من بازهم تو را انتخاب می کردم” گزینه خوبیست .
۵  یک ازدواج خوب لزوما به معنای خوشبختی یا حل مشکلات شما نیست

میشل می گوید: پس از هیجانات ناشی از آغاز زندگی مشترک و ازدواج کردن، هنوز همان حس قدیمی ناکامی برای او وجود داشت.من هنوز همان نارضایتی شغلی و همان استرس ها و مشکلات عاطفی سابق را داشتم.متوجه نشدم که چرا حتی با وجود داشتن یک رابطه که مرا خوشحال می کند، مجبور به کار کردن روی بخش دیگری از زندگی ام هستم. عاشق بودن و داشتن علاقه به شخص دیگری مشکلاتم را از من دور نکرد.
اگرچه آرون خاطر نشان کرد که مردم گاهی از ازدواج احساس نارضایتی می کنند مخصوصا زمانی که دچار یاس می شوند و یا مشکلات دیگری در زندگی خود دارند. او می گوید: اگر در رابطه خود خوشبخت نیستید، این حس بوجود می آید که بقیه بخش های زندگی شما چگونه پیش می رود. شما همواره زمانی که حس بدی دارید، تقصیر را به گردن دیگری می اندازید.

 

حد روابط جنسی در صیغه محرمیت در دوره نامزدی

صیغه محرمیت در حقیقت همان عقد موقت است و از نظر جواز استمتاعات جنسی مانند عقد دائم است، اما طرفین می توانند در ضمن این عقد (ازدواج موقت) با یک دیگر شرط کنند که بعضی از استمتاعات و بهره گیری های جنسی را نداشته باشند؛ مثل این که در عقد شرط کنند که با هم دیگر نزدیکى جنسی نداشته باشند. در این صورت چنین عقدی صحیح است و شوهر فقط مى‏تواند لذت هاى جنسی دیگر از او ببرد، ولى اگر زن بعداً به نزدیکى راضى شود، شوهر مى‏تواند با او نزدیکى نماید. [۱]

بنا بر این همه شرط هایی که طرفین در حین عقد موقت با هم می کنند تا روابط جنسی شان در دوران چنین عقدی محدود باشد خارج از حقیقت عقد موقت و با توافق طرفین می باشد و لازم نیست که با اطلاع پدر یا مادرشان باشد؛ زیرا فرض این است که آنان به اصل عقد موقت رضایت داده اند.

ناراحتی همسر دایم از ازدواج موقت مرد

ازدواج موقت یکی از سنت‌های اسلامی است که در آیه ۲۴ سوره نساء،[۱]جواز آن اعلام شده است و در روایات نیز علاوه بر مشروعیت و جواز آن از سوی امامان معصوم(ع) همواره به انجام این ازدواج تأکید و تشویق شده است. و دلیل بر تأکید آن این بوده که سنت نیک ازدواج موقت در زمان رسول خدا(ص) و حتی خلیفه اول و بخشی از دوران حکومت خلیفه دوم، انجام می‌شد که به طور ناگهانی از سوی خلیفه دوم منع و مورد تعقیب و مجازات قرار گرفته است. با این کارِ خلیفه دوم نوعی بدعت در دین ایجاد شده بود. و از آن‌جا که امامان معصوم(ع)، حافظان دین و شریعت بعد از پیامبر اسلام هستند برای مقابله و از بین بردن این بدعت، مردم را تشویق به این نوع از ازدواج می‌نمودند.
اما همان‌گونه که قرآن مجید می‌فرماید: «وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّهً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاس»،[۲]دین اسلام و امت اسلامی باید از افراط و تفریط دور باشند و در کارها حد وسط و تعادل را در نظر داشته باشند.
در مورد ازدواج موقت نیز باید به گونه‌ای رفتار شود که نه این سنت حسنه به دست فراموشی سپرده شود، نه این‌که به بهانه استحباب آن ناراحتی و دلسردی زنان دایم از زندگی و اسلام به ‌وجود آید. هرچند ناراحت شدن یا نشدن زنان دایم، تأثیری در مشروعیت و جواز ازدواج موقت ندارد، و سبب حرمت و منع آن نمی‌شود، اما همان‌گونه که امام هادی(ع) فرموده‌اند: «بهتر است در ارتباط با ازدواج موقت به اقامه سنت اکتفا شود و آن‌قدر به آن اِقبال نشود که انسان از همسر دائمش غافل شود؛ زیرا این کار سبب می‌شود زنان به کفر و انکار کشیده شوند و به دستور دهندگان به متعه و اهل بیت ناسزا گفته و نفرین کنند».[۳]
در روایت دیگری نیز از امام هادی(ع) از متعه سؤال شد و آن‌حضرت در پاسخ فرمود: «متعه، مباح و حلال مطلق است برای کسی که خداوند او را با ازدواج دایم بی‌نیاز نگردانیده باشد، پس اگر با ازدواج دایم از متعه کردن بی‌نیاز است، تنها هنگامی برایش رواست که همسرش نزد او نباشد».[۴]
بنابر این، هر چند ناراحتی زنان در اصل مشروعیت متعه تأثیری ندارد، اما به مردانی که دارای همسر دایم هستند و امکان استمتاع برایشان وجود دارد، توصیه می‌شود، برای احترام به اهل بیت(ع) که مورد بیزاری و بی‌احترامی برخی از زنان کم اعتقاد قرار نگیرند و همچنین به جهت حفظ ایمان همسران خود – که ممکن است با کفر گویی و انکار دستور دهندگان به متعه ایمانشان از بین برود – به بهانه استحباب و رسیدن به ثواب متعه، حرص و ولع به انجام آن نداشته باشند و به موارد ضروری بسنده کنند.

هفت راز ازدواج موفق

۱) زوج های موفق خواسته ها و انتظارات خود را به صراحت می گویند. زوج های موفق قبل از ازدواج، توقعاتی که از یکدیگر دارند مطرح می کنند، اگر توافق اساسی با هم ندارند (برای مثال مرد فرزند می خواهد ولی خانم مخالف است)، می توانند به شروع و یا خاتمه ازدواج به طور جدی فکر کنند. بعد از ازدواج، زوج های موفق به طور منظم در مورد توقعات و انتظاراتشان با هم صحبت می کنند و اگر اختلافی پیش آمد، آن را به زمان دیگری موکول می کنند تا همدیگر را درک کنند و به توافق برسند.

۲) زوج های موفق فردیت خود را حفظ می کنند. بعد از ازدواج استقلال زوج ها کم می شود اگر افراد فرزند داشته باشند روز به روز وابستگی بیشتر می شود و گاهی افراد احساس خستگی می کنند. زوج های موفق می دانند حتی اگر به هم علاقه داشته باشند، گاهی احساس خستگی می کنند. آنان یکدیگر را تشویق می کنند تا همیشه”ما” نباشند و زمانی هم برای “خود” داشته باشند و به کارهای مورد علاقه خود بپردازند.بدین ترتیب زوج فردیت خود را حفظ می کند و زندگی ، شاداب می شود.

۳) زوج های موفق همدیگر را مرکز توجه قرار می دهند. آنان همدیگر را دست کم نمی گیرند و همیشه به فکر خوشبختی همسر خود و خانواده هستند. معمولاً افراد چند سال پس از ازدواج مانند سال های اول به هم توجه نمی کنند. ولی زوج های موفق، کارهای کوچک نظیر اولویت قرار دادن نیازها و کارهای همسر و کارهای بزرگ نظیر احترام و گوش کردن به حرف های هم را مدنظر قرار می دهند. ازدواج دریای تغییرات است. شما اغلب فراموش می کنید همسرتان مهم است و به او توجه نمی کنید. درعوض به کار، سرگرمی و دوستان اهمیت می دهید ولی زوج های موفق همدیگر را مرکز توجه قرار می دهند.

۴) زوج های موفق روش های حل اختلاف را می آموزند. “جان گاتمن” روانشناس که ۲۰ سال زندگی زوج ها را مطالعه کرده، عامل اصلی موفقیت یا شکست ازدواج را توانایی، یا عدم توانایی حل اختلافات می داند. حتی اگر همسرتان و شما کاملاً با هم یکی باشید ، گاهی با نظر هم موافق نیستید و این مخالفت باعث ناراحتی می شود. نباید به اعتیاد، خشونت و … رو بیاورید. اگر خواسته شما و همسرتان با هم فرق دارد، باید آن را حل کنید. زوج های موفق با هم صحبت می کنند، حتی اگر احساس بدی نسبت به هم دارند. آنان در مورد اختلافات و مخالفت ها با هم مذاکره می کنند تا به نتیجه عادلانه برسند. آنان از یکدیگر حمایت می کنند و غـُر نمی زنند. آنان می پذیرند در مواردی عشق ، برتر از پیروزی است.

۵) زوج های موفق با هم رشد می کنند. مسلماً فردی که امروز با او ازدواج می کنید،۱۰ سال آینده متفاوت خواهد بود. شما هر دو تغییر می کنید. به ویژه در شرایط سخت زندگی مانند از دست دادن والدین . زوج های موفق می دانند که یکی یا هر دو در طول زندگی تغییر می کنند و قواعد عوض می شود. پس لازم است تغییر کنید تا بتوانید روابط در حال تغییر را عوض کنید.

۶) زوج های موفق برای حفظ روابط می کوشند. زوج های موفق به طور منظم وضعیت زندگی خود را بررسی کرده  و با هم صحبت می کنند تا از شادی و رضایت هر دو از زندگی مشترک مطمئن شوند. اگر یکی ، یا هر دو شما از زندگی مشترک ناراضی هستید، مشکلتان را حل کنید.

۷) از مراجعه به مشاور خجالت نکشید. زوج های موفق قبل از مراجعه به مشاور، سند طلاق را امضا نمی کنند. آنان می کوشند که مشکلات را در اولین فرصت حل کنند.

معیارهای ازدواج موفق

آیا جزو افرادی هستید که تصمیم به ازدواج دارید یا اینکه در حال حاضر متاهلید و از دنیای تجرد خداحافظی کرده‌اید؟ هیچ فرقی نمی‌کند چرا که داشتن یک ازدواج موفق برای مجردها و تبدیل آن به یک زندگی موفق برای متاهل‌ها از اهمیت زیادی برخوردار است و آینده افراد را رقم می‌زند….

مصاحبه سلامتیران با دکتر پروین ناظمی مشاور خانواده

حتما شما هم شنیده‌اید که می‌گویند ازدواج مانند یک هندوانه سربسته است. هر چقدر هم در خرید یک هندوانه تخصص داشته باشید باز هم درصدی امکان دارد اشتباه کنید و به جای یک هندوانه قرمز و سالم و شیرین، هندوانه‌ای سفید و بی‌مزه نصیب‌تان شود. به عبارت دیگر، هر چقدر هم قبل از ازدواج، محتاط باشید و همه جوانب را بسنجید باز هم معلوم نیست نتیجه آن ازدواج موفقی باشد. اما دکتر پروین ناظمی، روان‌شناس و مشاور خانواده این نظریه را تایید نمی‌کند و معیارهای یک ازدواج موفق را پلی برای داشتن یک زندگی موفق می‌داند. آنچه می‌خوانید گفت‌وگوی ما با خانم دکتر ناظمی درباره معیارهای یک ازدواج موفق و باورهای غلط پیرامون آن است.

از ازدواج موفق چه تعریفی دارید؟

ازدواج موفق به یک انتخاب صحیح و با تدبیر برمی‌گردد. متاسفانه بسیاری از افراد ازدواج را وسیله‌ای برای رسیدن به اهداف خود می‌دانند و بر این باورند ازدواج موفق، ازدواجی است که مشکلات دوران تجرد را از بین ببرد. به عنوان نمونه تامین نیازهای مادی و جسمانی، برخورداری از موقعیت اجتماعی بهتر، فرار از مشکلات خانوادگی دوران مجردی، داشتن یک همسر زیبا برای خودنمایی، فرار از تنهایی و مسایلی از این قبیل را ملاک اصلی ازدواج قرار می‌دهند و چه بسیار ازدواج‌هایی که به دلیل این باورهای نادرست به طلاق منجر شده است.

بنابراین یک انتخاب موفق باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد؟

مهم‌ترین نکته برای داشتن یک ازدواج موفق این است که شناخت مقدم بر عشق باشد. به عبارت دیگر، یک انتخاب درست بر مبنای شناخت شکل می‌گیرد و بعد از شناخت طرف مقابل، عشق به وجود می‌آید. متاسفانه این روزها دخترها و پسرها اول عشق را تجربه می‌کنند و بر پایه آن می‌خواهند به شناخت برسند و این در حالی است که این عشق ظاهری چشم آنها را روی حقایق و عیب‌های طرف مقابل می‌بندد و در مدت کوتاهی پس از آغاز زندگی مشترک‌شان به این نتیجه می‌رسند که عشق برای خوشبخت شدن کافی نیست و ادامه زندگی برایشان غیرممکن می‌شود. البته این‌طور نیست که مشکلات پیش آمده قبل از ازدواج و در دوران دوستی و نامزدی وجود نداشته بلکه دوست داشتن‌های بدون شناخت و دلبستگی‌های احساسی مانع شده تا طرفین واقع‌بین باشند و عیب‌های طرف مقابل خود را ببینند و اگر هم دیده‌اند از آن چشم‌پوشی کرده‌اند؛ به این امید که بعد ازدواج بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.

برای رسیدن به این شناخت، چه پیش‌شرط‌ هایی لازم است؟

مهم‌ترین قدم، ‌رسیدن به خودآگاهی و طی کردن مراحل خودشناسی است. فرد باید قبل از هر انتخابی، نقاط‌ضعف و قوت خود را به طور کامل بشناسد، هدف و ارزش‌های زندگی‌اش را مشخص کند و با شناسایی ملاک‌های یک انتخاب موفق دست به انتخابی شایسته بزند. ما معتقدیم فردی می‌تواند انتخاب شود و دست به انتخاب بزند که مراحل ۵ گانه بلوغ (رشد جسمانی، عقلانی، اجتماعی، اخلاقی، عاطفی و روانی) را گذرانده باشد. البته نمی‌توان این موضوع را نادیده گرفت که هیچ انسانی کامل نیست و باید فردی را انتخاب کنیم که تا حد ممکن به ایده‌آل‌های ما نزدیک باشد اما هیچ صددرصدی وجود ندارد. در کنار این موضوع داشتن شرایط روانی مناسب، تطابق فرهنگی، اجتماعی و خانوادگی، داشتن شخصیتی سالم و باثبات و درک متقابل تفاوت‌های میان زن و مرد از جمله پیش‌شرط‌های یک انتخاب مناسب است که می‌تواند به یک شناخت مناسب برسد، رنگ عشق به خود بگیرد و یک ازدواج موفق را رقم بزند. در عین حال ما باید مطمئن شویم که طرف مقابل ما در کنار یک همسر خوب بودن، می‌تواند یک مادر یا پدر خوب هم باشد.

آیا این ممکن است که یک ازدواج موفق به یک زندگی مشترک ناموفق ختم شود؟

این موضوع بستگی دارد که ازدواج موفق از دیدگاه طرفین چه تعریفی داشته و چگونه شکل گرفته است. اغلب ازدواج‌های مبتنی بر عشق و بدون شناخت کافی از طرف مقابل شاید در اوایل، یک ازدواج موفق باشد اما همان‌طور که گفتم داشتن یک زندگی موفق را تضمین نمی‌کند و بحث‌ها و بگومگوها و دعواها مدت کوتاهی پس از ازدواج آغاز می‌شود. از طرفی یک ازدواج موفق زمانی به یک زندگی موفق ختم می‌شود که زن و شوهر مهارت حل مساله و همدلی را بیاموزند و در زندگی مشترک آنها را به کار بگیرند. ببینید، ما باید یاد بگیریم به مسایل از دیدگاه فرد مقابل نگاه کنیم، به احساسات و خواسته‌های طرف مقابل احترام بگذاریم، زمانی که عصبانی هستیم روی خواسته‌هایمان پافشاری نکنیم، با بروز کوچک‌ترین مشکلی یک گفت‌وگوی منطقی داشته باشیم، به جای شنیدن، مهارت گوش کردن را یاد بگیریم و در زندگی مشترک‌مان گذشت کنیم و مسایل جزیی و پیش پاافتاده را به جنجال و کشمکش تبدیل نکنیم.

 

مهمترین عوامل توافق در ازدواج : رشد عاطفی و فکری

مهمترین عامل موفقیت در زندگی زناشویی ، رشد عاطفی و فکری است. البته واضح است که درجه رشد عاطفی و فکری تنها بستگی به سن ندارد ، بلکه سن روانی ، اجتماعی و عاطفی و سن جسمانی همه از عوامل موثر روشنفکری است. اگر این عوامل فراهم باشد ، بهترین سن برای ازدواج ۲۵ سالگی برای مرد و ۲۲ سالگی برای زن است.

در این سن یک فرد عادی به اندازه کافی رشد و ثبات فکری و عاطفی دارد و امکان تغییر ناگهانی در رفتار او کم است ، اگر چه در این سن عادات مختلف در فرد به صورت محکمی در آمده ، ولی هنوز قابلیت تطبیق و سازش در او موجود است. البته باید اضافه کرد که این سن را تنها از لحاظ کلی انتخاب کردیم ، بدین معنی که خیلی ازدواجهای مقرون به خوشبختی وجود دارد که زن و مرد در موقع ازدواج بسیار مسن تر یا جوان تر از سن مذکور بوده اند.

رشد جسمانی نیز عامل مهمی در آمادگی برای ازدواج است. اگر چه در اجتماع کنونی ما ازدواج معمولا بعد از بلوغ صورت می گیرد ،‌ معهذا باید گفت که روان شناسان ، زناشویی کودکان تازه بالغ را که آمادگی وارد شدن به زندگی پر مسئولیت زناشویی را ندارد ، صلاح نمی بینند.

مسئله دیگری که از لحاظ بهداشت روانی قابل ملاحظه است اینکه آیا در ازدواج اختلاف هوش و معلومات سبب بروز اختلافات زناشویی خواهد شد یا خیر ؟ تحقیقاتی که در این زمینه موجود است نشان می دهد که مردان تمایل دارند که با زنان کم هوش تر از خود ازدواج کنند و اغلب زنهای خیلی با هوش مجرد می مانند. از لحاظ خوشبختی زناشویی ، صلاح است که مرد از لحاظ هوش ، کمی برتر از زن باشد ، زیرا محیط ما چنین اقتضاء می کند. ولی تفاوت زیادی در این مورد نباید وجود داشته باشد‌ ، زیرا در غیر این صورت علایق و طرز تفکر آنان با یکدیگر توافق نخواهد داشت. البته امکان دارد ازدواج موفقیت آمیزی که در آن زن با هوش و فعالی شریک است ، وجود داشته باشد ، ولی خطرات ناشی از آن زیاد است . در واقع هوش یک معیاری است که علایق و طرز تفکر خاصی را تولید می کند و درصورت اختلاف هوشی زیاد انطباق و توافق طرفین به شدت کاهش می یابد.

رشد اجتماعی رابطه نزدیکی با رشد عاطفی و فکری دارد ، زیرا شخصی که از لحاظ اجتماعی رشد کرده است ، روابط اجتماعی را بهتر درک می کند . او می داند چگونه با دیگران ، به خصوص خانواده و همکارانش سازش کند . او درک می کند که انتظارات اجتماع از او چیست و تا اندازه زیادی قادر است خود را با این توقعات تطبیق دهد. همچنین او آماده قبول مسئولیت است و نسبت به محدودیتهای خود آگاهی دارد.

یکی از مهمترین عوامل رشد ، مقدار و چگونگی رشد عاطفی است . مثلا شخص ممکن است سی یا چهل سال عمر کرده باشد ، ولی از لحاظ رشد عاطفی عقب مانده محسوب شود . چنین شخصی قدرت کنترل احساسات و عواطف خود را ندارد و در نتیجه زندگی زناشویی او مختل می شود.

شخصی که رشد عاطفی کرده است ، در مورد همسر و فرزند و دوستان و مشکلات زندگی نظریه واقع بینانه ای دارد. او دارای فلسفه زندگی معینی است که بر اساس آن می تواند از بحرانهای دایمی زندگی جلوگیری کند . او به پیشرفت های فعلی خود متکی است و زیاد به گذشته خود ، هر چند هم با شکوه بوده باشد ، اتکا ندارد. در ضمن به مطالبی از قبیل امور جنسی ،‌ عشق ، ازدواج و تربیت کودک با روشنفکری می نگرد.