سایت همسریابی صیغه و ازدواج موقت در تهران

مدیر سایت از نیت خیر خود برای کمک به جوانانی که مشکل ازدواج دارند سخن گفت و ادعا کرد با وجود اینکه توهین‌هایی بسیاری به وی شده، همچنان در ادامه این مسیر مصر است. او از برنامه‌هایش برای فراگیری این مسئله طبق اصول و شرع در سایر استان‌ها سخن می‌گوید و مشکل اصلی خود را ناتوانی در پاسخگویی به همه مراجعه‌کنندگان عنوان می‌کند. او از فعالیت این مرکز زیر نظر یکی از دفاتر ثبت ازدواج و طلاق و مشورت با فردی روحانی و یک حقوقدان صحبت کرد.

او در پاسخ به این پرسش که آیا این خانم‌ها «عده» نگه می‌دارند گفت: «در این مرکز بیشتر از زنان یائسه استفاده می‌شود و اگر خانمی هم یائسه نباشد، ‌شرط عدم دخول گذاشته می‌شود تا عده به آن تعلق نگیرد.»

زمانی که از او در مورد قیمت‌های مندرج در سایت سوال پرسیده می‌شود،‌ با تاکید خاصی از آن به عنوان مهریه یاد کرده و ادامه می‌دهد: «مرکز ما به خاطر معرفی و ارتباط مراجعه‌کننده با خانم ۴۰ هزار تومان دریافت می‌کند که خودمان هم قبول داریم رقم بالایی است و سعی در کاهش آن داریم. اما خانم‌هایی که با ما همکاری می‌کنند مهریه‌های مختلفی را با توجه به ویژگی‌های که برخوردار هستند مد نظر دارند که از ۴۰ هزار تومان شروع می‌شود تا ساعتی ۱۰۰ هزار تومان.»

مدیر این سایت،‌ این اقدام را به خاطر اینکه طبق اصول و شرع اسلام است در راستای بحث خانه عفاف می‌داند و در خصوص تعداد مراجعان می‌گوید: «استقبال از این کار بالا بوده و تماس‌هایی که با مرکز گرفته می‌شود بسیار زیاد است. گاهی اوقات ما را کلافه می‌کنند، اما می‌توان گفت در روز برای ۲۰ مراجعه‌کننده قرار ملاقات صورت می‌گیرد. اکثر ملاقات‌کنندگان در رنج سنی ۲۳ تا ۲۸ سال هستند و اغلب تهرانی یا دانشجو در تهران هستند،‌ هرچند که میهمان از شهرستان هم داریم.»

او از همکاری چهار خانمی که هم از لحاظ اعتقادی و هم از لحاظ سلامت تاییدشده هستند سخن گفت و در رابطه با چگونگی آشنایی با آن‌ها توضیح می‌دهد: «این خانم‌ها توسط دفاتر ازدواج و طلاق به ما معرفی می‌شوند. به خاطر تعداد اندکشان ما با مشکلاتی مواجه شده‌ایم و از دفاتر خواسته‌ایم اگر موردی سراغ دارند به ما معرفی کنند و در سایت‌ خودمان اعلام کرده‌ایم که اگر زنی مطلقه است و شرایط آن را دارد برای رضای خدا و رفع مشکل جوانان با ما همکاری کند. به خاطر همین تعداد کم خانم‌ها و تقاضاهای بسیار، یکی از خانم‌ها تا مدت‌ها وقت ندارد و برای خانم‌های دیگر نیز باید چند روز دیگر وقت داد.»

سایت همسریابی ازدواج موقت در شیراز

مراسم عروسی در شیراز جالب است. معمولاً جوانی که سن ازدواج رسیده و قصد همسریابی ازدواج موقت یا دائم داشته باشد، موضوع را با خانواده خود در میان می گذارد. اینجا خانواده داماد یا دختر معینی را در نظر دارند که کارشان تا اندازه‌ای ساده است. در غیر اینصورت کفش و کلاه می‌کنند باین خانه و آن خانه به «دلاله‌گی» که همان خواستگاری باشد می روند. بعضی اوقات هم دلاله‌زنها این کار را می‌کنند.

دلاله‌گی

مادر و خواهر داماد و چند نفر از نزدیکانش به خانه‌ای که دختر دارند می روند. خانواده دختر در صورتیکه موافق باشند علاوه بر چای، شربت هم برای آنها می آورند.
در قدیم مراسمی انجام می شده که اکنون تقریباً فراموش شده است از آنجمله مادر داماد سینی بزرگی پر از سبزی را جلوی دخترمی گذاشته و از او می‌خواست که سبزی پاک کند و  عقیده داشتند که اگر دختر تمام سبزی را پاک کرد صبر و حوصله شوهرداری را دارد و گرنه او را شایسته شوهرداری نمی‌دانستند. دیگر آنکه به طریقی او را به حرف وامی‌داشتند تا ببینند درست حرف می‌زند یا نه. همچنین او را می‌بوسیدند تا بفهمند دهنش بو می‌دهد یا نه.
در صورت موافقت هر دو خانواده، طی جلسه دیگری باز هم زن های خانواده داماد می آیند که عروس را ببینند. در یکی از همین دیدارهاست که داماد را هم با خود می آورندتا عروس خانم را ببیند.
خانواده عروس حتماً درباره داماد و خانواده‌اش تحقیق می کنند. همچنین روزی خانواده عروس سرزده بخانه داماد می روند. بدنبال آن مراسم بله‌برون انجام می‌شود.

بله‌برون

عده‌ای از بزرگترهای دو خانواده در منزل عروس دور هم جمع می شوند و درباره مهریه – پول حمام – لباس و سایر چیزهای ضروری صحبت می کنند. اگر طرفین شرایطی داشته باشند در همین مجلس مطرح می کنند. تا سرانجام طرفین به توافق برسند. بعد یکی آنچه را در مجلس بیان شده، بروی کاغذ می آورد که در اصطلاح می‌گویند رقعه‌اش را نوشته‌اند. سپس روزی را معین می کنند تا  به اتفاق عروس، به بازار وکیل بروند و پارچه‌های مورد لزوم را بخرند.

رخت برون

در این مجلس، زن های یاران عروس و داماد شرکت دارند که به آن «سوری» می‌گویند. سوری‌های داماد، خیاطی را همراه می آورند که اندازه عروس را بگیرد و پارچه‌هائی را که قبلاً خریده‌اند فی‌المجلس ببرد. پذیرایی از مدعوین به عهده مادر عروس است. ضمناً مادر داماد همراه  پارچه‌ها، مقداری نقل و هدیه‌ای که در اصطلاح محل بدان گل «به ضم اول» می گویند با خود می آورد. در این مجلس زن ها دایره می‌زنند و واسونک می‌خوانند.
همه‌تون گویید مبارک قیچی بر رختش زنید
خانم عروس روی تخت دور تختش گل زنید
این مغازه رو بقبله رخت رودم می‌برید
من شنیدم خانم دوسی یل مخمل میخرید
هر که بشه زن کاکام مثل گل می‌بوسمش
یل مخمل سر میخه من خودم میدوزمش
باغ نو پرغنچه بود و زن کاکام بچه بود
رخت کاکام رو سرم بود تا کنار باغ نو
زیر بغل عروس را خواهران داماد می گیرند و آینه سنگی بزرگی جلو رویش گرفته به طرف خانه داماد راه می افتند. اهالی محل روی سر آنها گلاب می‌پاشند. نرسیده به خانه داماد، داماد به پیشواز عروس می آید و عروس را با خود به خانه می‌برد

عقدکنون

برای عقد و عروسی در تمام فارس ساعت خوب می کنند «یعنی ساعتی را انتخاب می‌کنند که بنا به عقاید قدیم سعد باشد» در شیراز هم چنین است. ۲ نوبت عقد می گیرند. یکی عقد مخفی است که تنها عده‌ای از نزدیکان عروس و داماد شرکت دارند که معمولاً خطبه عقد هم در همین مجلس خوانده می شود.  دیگری مجلس عقدی که همه دوست و آشنایان ۲ خانواده در آن شرکت می‌کنند. روز عقد، خانواده داماد همه چیز به خانه عروس درصد ژن های مشترک یبرد غیر از ذغال و تنباکو و معتقدند که تنباکو تلخی همراه دارد و ذغال سیاهی.
ناهار روز عقد، به عهده پدر عروس است ولی شب عقدکنان، مادر داماد موظف است شام مفصلی تهیه دیده برای عروس بفرستد که در اصطلاح محل بدان شام پس عقد می‌گویند.
اعتقادات مردم شیراز درباره عقد
۱-در موقع عقدکنان باید دخترها از اطاقی که خطبه عقد در آن خوانده می شود بیرون بروند که بختشان بسته نشود.
۲- اطاقی که عروس را در آن عقد می کنند باید زیرش پر باشد «یعنی زیرزمین زیرش نباشد»
۳- در موقع عقد در هاونی عنبربو می کوبند و می‌گویند: عروس عنبربو- دوماد گربه.
۴- هنگام عقد چون عروس را از سر جانماز بلند کردند باید پسری جای او بنشیند تا عروس شکم اول پسر بزاید.
۵- جانماز عروس را باید زنی که به خوش‌شانسی معروف باشد، پهن کند همچنین ساییدن قند روی سر عروس را. ضمناً از همین قند مادر عروس دوای آرد و روغن درست می کند و  بعد از عروسی به خانه دامادش می‌فرستد.
۶-  عروس باید دستش را روی نان و پنیر و سبزی و گردوئی که هنگام عقد به یاران عروس و داماد می دهند بگذارد تا هرکس از آن بخورد دندان درد نگیرد.
۷- در موقع عقد، چراغی که با عسل و روغن می سوزد روشن می کنند تا عروس و داماد چون عسل و روغن در هم بجوشند.
۸- در موقع عقد، ماست و تربت درست می کنند چون عروس بله گفت با انگشت کوچکش از آن می خورد سپس نوبت به داماد و سایرین می رسد که ماست و تربت بخورند.
۹- بندی که از ابریشم سبز تهیه شده  موقع عقد در گردن عروس می‌اندازند تا عروس همیشه سبز بخت باشد.

دست بوسون

معمول است که داماد با یکی دو نفر از نزدیکانش به خانه مادر زن می رود و دست او را می‌بوسد و مادر زن هم روی او را. همچنین مادر زن موظف است هدیه‌ای به دامادش بدهد.

عروسی

روز قبل از عروسی حجله می‌بندند و برنج پاک می کنند. این مراسم با شادی و شعف و خواندن واسونک همراه است.
عروس ما بچه ساله سرشب خوابش میاد
این برنج های چهل منی و چهل و چار آبش میاد
چه خوشه بلبل بخونه تا ببندیم حجله را
چه خوشه فصل بهار و چه خوشه عیش برار«برادر»
آتیش بنداز تو سماور تا چاهی میل بکنیم
آمدیم حجله ببندیم نیامدیم سیل بکنیم
برای آوردن عروس، عده‌ای به خانه عروس می روند در این مجلس با شربت و پالوده از سوری‌ها پذیرایی می‌شود رسم است که یاران داماد چیزی را می‌دزدند؛ این چیز دزدیده شده ممکن است لیوان، قاشق، یا استکان باشد.  وقتی خواستند عروس را ببرند، پدر عروس تا قباله عروس را از یاران داماد نگیرد اجازه بردن عروس را نمی‌دهد.
زیر بغل عروس را خواهران داماد می گیرند و آینه سنگی بزرگی جلو رویش گرفته به طرف خانه داماد راه می افتند. اهالی محل روی سر آنها گلاب می‌پاشند. نرسیده به خانه داماد، داماد به پیشواز عروس می آید و عروس را با خود به خانه می‌برد. در حجله، بزرگتر خانواده دست عروس و داماد را به هم می دهد. دست داماد باید روی دست عروس قرار بگیرد تا برای همیشه داماد پشتیبان عروس باشد. خانواده عروس هم همین را می خواهند. در حجله انگشت های کوچک عروس و داماد را با گلاب می‌شویند و عروس و داماد سکه‌هائی را که قبلاً در دست گرفته‌اند در ظرفی که زیر دستشان گرفته‌اند می‌اندازند، این گلاب را معمولاً پای درخت سبزی می ریزند. داماد در حجله هدیه‌ای بنام «روگشا» به عروس می دهد. در حجله به سر عروس و داماد پول و نقل می ریزند.
فردای عروسی، زنها کل میزنند. آنگاه داماد به دیدن مادر زنش می رود ضمن بوسیدن دست او، مادر عروس را با خود به خانه‌اش می آورد.
هدایائی را که برای عروس و داماد می آورند فردای عروسی به همه نشان می‌دهند در شیراز به این هدایا «گل» می گویند. همچنین جهاز عروس را همه باید حتماً  ببینند.

پاگشا

هفته‌ای بعد از عروسی در شیراز رسم است که پدر عروس، داماد و یارانش را به شام یا ناهار دعوت می کند که بدین مراسم پاگشا می‌گویند. بعد از پدر عروس، نوبت به دیگران می رسد.

ما برای اطلاعات بیشتر سایت همسریابی ازدواج موقت هاپدیا را معرفی میکنیم.

دلائل شیعه مبنی بر مشروعیت صیغه موقت

بـررسـى و مـطالعه اى دقیق در اطراف مسائل حقوقى اسلام , این حقیقت را روشن مى سازد ,که قوانین اسلام بر پایه نیازمندیهاى انسان در تمام شوون مختلف زندگى , وضع شده است و تناسب مستقیم با احتیاجات بشر دارد . احـکـام درخشان اسلام در عین اصالت و درستى , جوابگوى خواسته هاى طبیعى و فطرى بشر در ادوار زندگى است . یکى از نیرومندترین غرایز در وجود انسان , غریزه جنسى است . این غریزه به منظور تولید مثل و تکثیر نسل افراد در انسان آفریده شده است . تـشـریـح قانون ازدواج در اسلام به منظور هدایت این غریزه اصیل در مجراى صحیح وارضاى آن بطور شایسته است . امـا چـون ازدواج دائم در عـیـن حال که در جلوگیرى ازآلودگیها و نگهدارى عفت انسان نقش مؤثرى به عهده دارد , در تمام شرایط نمى تواند پاسخگوى تمایلات جنسى انسان باشد . از ایـن رو در اسلام قانون همسریابی ازدواج موقت تشریع شده است تا با استفاده از آن به خواسته هاى جنسى در تمام شرایط پاسخ مثبت داده شود . باتوجه به این مقدمه ، به تبین ادله همسریابی ازدواج موقت ، تفاوت ان با ازدواج دایم ، فلسفه آن وایراد های که دراین زمینه مطرح شده است ، می پردازیم :

الف ) ازدواج موقت از دیدگاه قرآن و حدیث

قرآن مجید در این زمینه مى فرماید: «فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فریضه؛ مهر تعیین شده زنانى را که به عنوان ازدواج موقت , عقد کـردیـد , بـپـردازیـد». (۱)این آیه به اتفاق مفسران شیعه و به قول گروهى از مفسران اهل سنت درباره ازدواج موقت نازل شده است . درباره این قانون عالى نیز احادیثى از پیشوایان اسلام آمده است . بـراى نـمـونه پاره اى از آنها را یادآور مى شویم:
۱- عبداللّه بن مسعود مى گوید : در یکى از جنگها هـمـراه پیغمبر (ص ) بودیم و چون زنان همراه ما نبودند و از جهت غریزه جنسى در فشار بودیم از آن گـرامى پرسیدیم آیا براى ما جایز است کارى کنیم که غریزه جنسى در وجود ما به کلى از بین برود ؟آن حضرت ما را از این کار بازداشت . و اجـازه داد کـه ازدواج موقت کنیم و این آیه را خواند:« یا ایها الذین آمنوا لا تحرموا طیبات ما احل اللّه لـکـم و لا تـعـتـدواان اللّه لا یـحـب المعتدین »(۲)؛ اى گرویدگان به اسلام , کارهاى پـاکـیـزه اى کـه خـدا بـراى شـمـا حـلال کـرده بـر خـودحـرام نـکـنید و تجاوز ننمایید که خدا تجاوزکنندگان را دوست نمى دارد».
۲- على علیه السلام فرمود: اگر عمر , ازدواج موقت را نهى نکرده بود , جز انسان هاى بدبخت کسى به زنا دست نمى زد. (۳)
۳- امام صادق علیه السلام فرمود : هر کس ازدواج موقت را حلال نشمرد از ما نیست.(۴)

ب) ازدواج موقت درنظام حقوقی اسلام، تشابه وتفاوت آن با ازدواج دایم

ازدواج موقت و دائم در بیشتر احکام با هم یکسانند و در قسمتى اختلاف دارند . آنـچـه در مرحله اول , این دو را از یکدیگر ممتاز مى سازد یکى این است که درازدواج موقت زن و مـرد تـصـمیم مى گیرند به طور موقت با هم ازدواج کنند و پس ازپایان مدت اگر مایل باشند با قرارداد ثانوى طبق شرایطى که در کتابهاى فقهى ذکرشده است پیمان ازدواج را تمدید مى کنند . دیـگـر آنکه ازدواج موقت از لحاظ شرایط , آزادى بیشترى دربردارد از جمله مخارج زن بر مرد در ایـن ازدواج لازم نیست مگر در ضمن عقد با یکدیگر قرارداد کنند و نیززن و مرد بدون قرارداد در متن عقد , از یکدیگر ارث نمى برند و همچنین … فرزندى که در این ازدواج بوجود مى آید با فرزند ازدواج دائمـى یکسان است وهیچگونه تفاوتى با هم ندارند در سایر آثار حقوقى این دو نوع ازدواج نیز یکسان مى باشند مثلا در هر دو , مهر وجود دارد و نیز در هر دو ازدواج انسان نمى تواندبا مادر و دخـتـر همسر خویش ازدواج کند و آنها با او محرمند و همانطور که درازدواج دائم زن باید پس از طلاق عده نگهدارد در این ازدواج نیز پس از پایان مدت باید عده نگهدارد با این تفاوت که عده زن دائم سـه نـوبـت عـادت ماهانه یا سه ماه ( در پاره اى از موارد ) مى باشد و عده زن غیر دائم دو نوبت یا چهل و پنج روزاست (۵)

ج) فلسفه ازدواج موقت

در پیش نوشته شد که ازدواج دائم نمى تواند بـه تـنـهائى پاسخگوى تمایلات جنسى انسان باشد زیرا در زندگى ضرورتهایى براى بیشتر مردان پـیـش مـى آیـد کـه مـعـمولا براى مدتى امکان بهره بردارى جنسى از همسر خویش از آنان سلب مى گردد بدون تردید , در این مدت غریزه جنسى , آنان را در بحران شدیدى قرار مى دهد که اگر از راه مشروع به آن پاسخ مثبت ندهند ممکن است آلودگیهایى پیش آید . موضوع دیگرى که جدا باید مورد مطالعه و بررسى قرار گیرد مساله جوانانى است که به سن بلوغ مى رسند . ایـنـان بـا رسـیدن به این سن , در آستانه بیدار شدن غریزه جنسى گام مى گذارند و معمولا هم نمى توانند به زودى ازدواج کنند . در این سالهاست که جوانان به راههاى حرام مى افتند. برتراند راسل مى نویسد در دنیاى امروز ضرورتها و مشکلات اجتماعى و اقتصادى بر خلاف تدبیر و مـیـل مـا ازدواج جوانان را به تأخیر افکنده است زیرا در صد یا دویست سال پیش مثلا یک دانشجو تـحـصـیلات خود را هیجده و بیست سالگى خاتمه مى داد و در آغاز فشار غریزه یااوائل بلوغ براى ازدواج آمـاده بـود و بـسـیار اندک بودند کسانیکه تا سى و یا چهل سالگى براى رشته هاى علمى و تخصصى , زحمت مى کشیدند . امـا در عـصر حاضر دانشجویان تازه بعد از بیست سالگى وارد رشته هاى تخصصى علمى و صنعتى مـى شوند و پس از فراغت از تحصیل مدتى نیز در جستجوى وسیله تامین معاش برمى آیند معمولا پس از سى و پنج سالگى قادر به ازدواج و تاسیس خانواده خواهندبود . پس جوانان امروز مدتى طولانى را در فاصله میان بلوغ و ازدواج که بخشى بسیار حساس و دوران نمو جنسى و طغیان غریزه و صعوبت مقاومت در برابر هوى و هوس و ظواهر فریبنده زندگى است , مى گذارنند . مـا نباید این بخش حساس را از حساب عمر و یا نظام اجتماع بشرى ساقط کنیم و اگرما بخواهیم حـسـابـى بـراى این بخش طولانى و حساس عمر باز نکنیم و فکرى در این باره ننماییم نتیجه آن شـیـوع فساد و بى اعتنایى نسبت به بهداشت , نسل , اخلاق , درمیان مردان و زنان اجتماع خواهد بود . پـس چـه باید کرد؟ برتراند راسل دربرابر این سؤال مى گوید: راه صحیح براى حل این مشکل ایـن اسـت که قوانین مدنى براى این بخش حساس از عمر یکنوع ازدواج موقتى را براى دختران و پسران روا دارند که موجب تحمیل بار مشکلات زندگى عائلى و ازدواج دائم نباشد و در عین حال ایشان را از مفاسد مختلف و اعمال نامشروع و تحمل رنج روحى بار گناه و تخلف از اصول و قوانین و نـیـز از امـراض گـونـاگون محفوظ دارد این نوع ازدواج در اصطلاح راسل ازدواج بدون فرزند نـامـیـده مـى شـود آیـا در ایـن شـرایـط کـه استفاده از ازدواج دائم امکان پذیر نیست با طغیان غریزه جنسى چه باید کرد ؟ آیا در این زمینه ها باید ریاضت کشید و رهبانیت اختیار کرد؟ و آیا همه جـوانان حاضرند تحمل کنند و عفت و پاکى خویش را حفظ کنند ؟ یا بایدفکر دیگرى کرد ؟
در این جـا دو راه بـیـش نـیـسـت یـکى اینکه جوانان را بخود واگذاریم تا پسران ودختران با هم روابط نـامـشروع برقرار سازند و آن همه مفاسد و عواقب وخیم رانادیده بگیریم آیا این راه , راه صحیحى است ؟ آیا این دختران و پسران پس از این همه روابط نامشروع در دوران ازدواج دائم خویش , دیگر مـرد زنـدگـى و زن خانواده خواهند بود ؟
راه دیگر اینکه ازدواج موقت را براى آنان تجویز کنیم تا بدین وسیله به غریزه جنسى خود پاسخ مشروع بدهند و بتوانند خویش را حفظ کنند . بى شک راه صحیح همین راه دوم است چرا که در غیر این صورت جوانان راهى براى ارضاى شهوت خود ندارند ودست به هرگونه بى عفتى و گناه خواهند زد بهترین شاهد ما آمار فساد و بى عفتى است که در جرائد و مجلات به چشم مى خورد: یکى از مجله هاى آمریکا به نام ویسپرد مى نویسد: شـمـاره اطفال غیر قانونى به ده میلیون مى رسد و در فرانسه از هر صد کودک هفت نفر آنها غیر مشروع مى باشد. (۶)بـسـیـار تـأسـف انـگیز است که عده اى در پندار خویش از همین راهها مشکلات جوانان رادر بحران هاى مذکور حل کرده و ارزشهاى اخلاقى آنان را به کلى از نظر دورمى دارند . ایـنـان تـجـویز مى کنند که جوانان در گناه و بى عفتیها فرو روند اما اجازه نمى دهند که از قانون عـالـى ازدواج مـوقـت اسـتـفاده کنند به یقین قضاوتهاى بیجاو ایرادهایى هم که کرده اند از آنجا سـرچـشـمه مى گیرد که این مسأله مهم (ازدواج موقت) را از دیدگاه مذهب مطالعه ننموده و آن چنانکه باید و شاید از نظر حقوق واجتماعى آن را ارزیابى نکرده اند .

د) مـخـالـفـان ازدواج موقت چه مى گویند؟

مخالفان قانون ازدواج موقت به گمان خود ایرادهایى کـرده انـد کـه مـا براى روشن شدن مطلب, آنها را ذکر مى کنیم و پاسخ هریک را یادآور مى شویم: اشـکال۱: پیمان زناشویى اگر موقت باشد زن و مرد نمى توانند پیوند مهر و دوستى را با یکدیگر محکم سازند .
پاسخ: این اشکال در اثر توجه نداشتن به حکمت تشریع این قانون پیدا مى شود زیراهمان طور که در پیش گفته شد ازدواج دائم براى جوابگویى به خواسته هاى جنسى کافى نیست و ازدواج موقت به منظور اشباع غریزه جنسى از راه صحیح و عاقلانه در شرایطمذکور تشریع شده است . اگـر این ازدواج هم به منظور تشکیل خانواده و انس گرفتن دو همسر با یکدیگر تشریع شده بود این اشکال مورد داشت ولى با توجه به حکمت تشریع این قانون , دیگر موردى ندارد . بلکه مى توان گفت ازدواج موقت بهترین راه براى کسانى است که در آستانه ازدواج قرار گرفته و مـى خواهند توافق اخلاقى بین خویش و همسرى را که ازدواج با اورا در نظر دارند به دست آورند زیـرا در ایـن صـورت آنـان مـى توانند مدتى با هم ازطریق مشروع معاشرت کنند و از خصوصیات اخلاقى یکدیگر آگاه کردند تا پس از توافق اخلاقى , ازدواج موقت را تبدیل به دائم نمایند .
اشکال ۲: ازدواج موقت در اجتماع شیعه از ناحیه زنان و دختران استقبال نشده است .
پاسخ: باید دید این نفرت نسبت به ازدواج موقت , از کجا پیدا شده است . بـدون تردید این مطلب مولود تبلیغات مسموم و نیز سوء استفاده هایى است که مردان هوسران در این زمینه کرده اند . بدیهى است که این سوء استفاده ها را نباید به حساب اصل قانون گذارد . در پـیش نوشته شد که ازدواج موقت مانند ازدواج دائم در نظام دیندارى , شرایط ومقرراتى دارد که باید زن و مرد تمام آنها را در نظر بگیرند و در چهار چوبه آنهااین ازدواج را واقع سازند . تـردیـدى نـیست که اگر حدود و شرایط مذکور نادیده گرفته شود و فقط به خواندن یک صیغه قـنـاعت شود این نوع ازدواج عامل نفرت وانزجار مى گردد و افکار عمومى را نسبت به این قانون مقدس و عالى بدبین مى کند.
اشکال ۳: ازدواج موقت با اجاره و کرایه دادن فرقى ندارد و مایه سقوط شخصیت زن مى گردد.
پـاسخ: این اشکال از اشکالات گذشته سست تر و بى پایه تر است زیرا اولا عقد ازدواج موقت ربطى به اجاره ندارد . گـواه بـر این مطلب اینکه طبق تصریح فقهاى ما اگر عقدازدواج موقت را به لفظ اجاره بخوانند یعنى زن بگوید آجرتک نفسى من خودم رابتو اجاره دادم صحیح نخواهد بود . ثانیا ازدواج موقت با دائم از این جهت تفاوتى ندارد همانگونه که بودن مهر درازدواج دائم منافاتى بـا شـخـصـیت زن ندارد و باعث پایین آمدن حیثیت و شرافت انسانى او نمى شود در این مورد نیز چنین است زیرا عقد ازدواج دائم و موقت تنها تفاوتشان در ذکر مدت است . راسـتـى شـگـفـت انـگـیز است که زنى با اختیار خود با مردى حاضر به ازدواج موقت مى شودزن کـرایـه یـى است و در منطق اینان شخصیت انسانى خویش را تنزل داده است ولى زنانیکه با کمال بـى شـرمـى با آنهمه حرکات و اطوار زننده در فیلمها خود را به معرض نمایش مى گذارند و یا در مجالس شب نشینى و رقص در برابر چشمان حریص هزار مرد و براى ارضاى غرایز آنها حنجره خود را پاره مى کنند و یا هزار و یکنوع معلق مى زنند آنهازن کرایه اى نیستند ؟و همچنین زنانى که در یـک آن داراى رفیقهاى متعددى هستند به نظر اینان شخصیت انسانى خویش را تنزل نداده اند اگـر واقـعـا دلـسوزند و مى خواهند شخصیت زن راحفظ کنند , فکرى براى زنان مراکز فحشا که معمولا در تمام اجتماعات ناسالم وجوددارد , بنمایند . آیا زنان آنجا از زندگى شرافتمندانه انسانى برخور دارند ؟ وآیا آنان مى توانند براى خود شخصیتى احساس کنند ؟ آیا وضع ناراحت کننده و زندگى فلاکت بار آن طردشدگان اجتماع , از زندانیان محروم و یا بردگانى که در دورانهاى گذشته تاریخ زندگى مى کردند , منفورتر نیست ؟
اشکال ۴: بـا فـرزنـدانى که از راه ازدواج موقت به دنیا مى آیند چه باید کرد ؟
پاسخ: در پیش خواندیم که فرزند ازدواج موقت با فرزند ازدواج دائم هیچ فرقى ندارد بنابراین , پدر وظیفه دارد فرزند خویش را مـانـنـد فرزندان ازدواج دائم نگهدارى کند و اگر فرضا در چنین موردى پدر از وظیفه خویش کـوتـاهى کند حاکم شرع باید دخالت نماید و او را به مراعات حقوق فرزند خویش ملزم سازد اگر بـرخـى ازمـردم نـسـبـت به وظیفه خویش , کوتاهى مى کنند , ربطى به اصل تشریع این ازدواج نداردچنانکه در ازدواج دائم نیز افرادى پیدا مى شوند که از وظایف خویش در مورد فرزندو همسر خویش سرباز مى زنند . بدیهى است که اگر ازدواج موقت مانند ازدواج دائم در دفاتر ثبت اسناد , ثبت گردد و به صورت قانونى درآید مشکلى به وجود نمى آورد و نیز جلوى غالب سوءاستفاده ها هم گرفته مى شود . بنابراین روشن شد که فرزند ازدواج موقت با فرزند ازدواج دائم در یک رتبه و مقام هستند و از نظر احکام اسلامى نیز با هم فرقى ندارند چنانکه در صدر اسلام برخى ازصحابه و بزرگان از همسران موقت به دنیا آمده بودند و در عین حال کسى نسبت به آنان به نظر تحقیر نمى نگریست و در احکام و شخصیت , همسطح با سایر مسلمانان بودند.

۱ – سـوره نـساء آیه ۲۱

۲- صحیح مسلم ج ۳ ص ۱۲۰

۳- وسائل ج ۱۴ ص ۴۴۰

۴- وسائل ج ۱۴ ص ۴۳۸

۵- احکام عده به تفصیل در رساله توضیح المسائل مذکور است .

۶- حقوق زن در اسلام و جهان ص ۲۱۴

نگاه دین اسلام به مساله همسریابی ازدواج موقت و جایگاه آن

در هر چیزی اگر بشود تردید کرد در این جهت نمی توان تردید کرد که ادیان آسمانی عموما بر ضد هوسرانی و هواپرستی قیام کرده اند، تا آنجا که در میان پیروان غالب ادیان ترک هوسرانی و هواپرستی به صورت تحمل ریاضت های شاقه درآمده است. یکی از اصول واضح و مسلم اسلام مبارزه با هواپرستی است. قرآن کریم هواپرستی را در ردیف بت پرستی قرار داده است. در اسلام آدم “ذواق” یعنی کسی که هدفش این است که زنان گوناگون را مورد کامجوئی و “چشش” قرار دهد ملعون و مبغوض خداوند معرفی شده است. امتیاز اسلام از برخی شرایع دیگر به این است که ریاضت و رهبانیت را مردود می شمارد، نه اینکه هواپرستی را جایز و مباح می داند. از نظر اسلام تمام غرائز اعم از جنسی و غیره باید در حدود اقتضاء و احتیاج طبیعت اشباع و ارضاء گردد. اما اسلام اجازه نمی دهد که انسان آتش غرائز را دامن بزند و آنها را به شکل یک عطش پایان ناپذیر روحی درآورد. از این رو اگر چیزی رنگ هواپرستی یا ظلم و بی عدالتی بخود بگیرد کافی است که بدانیم مطابق منظور اسلام نیست.
جای تردید نیست که هدف مقنن قانون همسریابی ازدواج موقت این نبوده است که وسیله عیاشی و حرمسراسازی برای مردم هواپرست و وسیله بدبختی و در به دری برای یک زن و یک عده کودک فراهم سازد. تشویق و ترغیب فراوانی که از طرف ائمه دین به امر ازدواج موقت شده است، فلسفه خاصی دارد. ازدواج موقت از مختصات فقه جعفری است، سایر رشته های فقهی اسلامی آن را مجاز نمی شمارند. مسلمانان اتفاق و اجماع دارند که در صدر اسلام ازدواج موقت مجاز بوده است ورسول اکرم (ص) در برخی از سفرها که به آنها اجازه ازدواج موقت می داده است. و همچنین مورد اتفاق مسلمانان از همسران خود دور می افتادند و در ناراحتی به سر می بردند به آنها اجازه ازدواج موقت می داده است. و همچنین مورد اتفاق مسلمانان است که خلیفه دوم در زمان خلافت خود نکاح منقطع را تحریم کرد. خلیفه دوم در عبارت معروف و مشهور خود چنین گفت: “دو چیز در زمان پیغمبر (ص) روا بود من امروز آنها را ممنوع اعلام می کنم و مرتکب آنها را مجازات می نمایم: متعه زنها و متعه حج.”
گروهی از اهل تسنن عقیده دارند که نکاح منقطع را پیغمبر اکرم (ص) خودش در اواخر عمر ممنوع کرده بود و منع خلیفه در واقع اعلام ممنوعیت آن از طرف پیغمبر اکرم (ص) بوده است. ولی چنانکه می دانیم عبارتی که از خود خلیفه رسیده است خلاف این مطلب را بیان می کند. خلیفه از آن جهت به خود حق داد این موضوع را قدغن کند که تصور می کرد این مسئله داخل در حوزه اختیارات ولی امر مسلمین است هر حاکم و ولی امری می تواند از اختیارات خود به حسب مقتضای عصر و زمان در این گونه امور استفاده کند. به عبارت دیگر نهی خلیفه نهی سیاسی بود نه نهی شرعی و قانونی، طبق آنچه از تاریخ استفاده می شود، خلیفه در دوره زعامت، نگرانی خود را از پراکنده شدن صحابه در اقطار کشور تازه وسعت یافته اسلامی و اختلاط با ملل تازه مسلمان پنهان نمی کرد، تا زنده بود مانع پراکنده شدن آنها از مدینه بود، به طریق اولی از امتزاج خونی آنها با تازه مسلمانان قبل از آنکه تربیت اسلامی عمیقا در آنها اثر کند ناراضی بود و آن را خطری برای نسل آینده به شمار می آورد، و بدیهی است که این علت امر موقتی بیش نبود.
علت این که مسلمین آن وقت زیر بار این تحریم خلیفه رفتند این بود که فرمان خلیفه را به عنوان یک مصلحت سیاسی و موقتی تلقی کردند نه به عنوان یک قانون دائم. والا ممکن نبود خلیفه وقت بگوید پیغمبر (ص) چنان دستور داده است و من چنین دستور می دهم و مردم هم سخن او را بپذیرند. ولی بعدها در اثر جریانات به خصوصی “سیره” خلفای پیشین، بالاخص دو خلیفه اول یک برنامه ثابت تلقی شد و کار تعصب، به آنجا کشید که شکل یک قانون اصلی به خود گرفت. خلیفه به عنوان یک نهی سیاسی و موقت نظیر تحریم تنباکو، نکاح منقطع را تحریم کرد. دیگران نمی بایست به آن شکل ابدیت بدهند. به هر حال نفوذ و شخصیت خلیفه و تعصب مردم در پیروی از سیرت و روش کشور داری او سبب شد که این قانون در محاق نسیان و فراموشی قرار گیرد و این سنت که مکمل ازدواج دائم است و تعطیل آن ناراحتی ها به وجود می آورد برای همیشه متروک بماند. اینجا بود که ائمه اطهار (ع) که پاسداران دین مبین هستند به خاطر اینکه این سنت اسلامی، متروک و فراموش نشود آن را ترغیب و تشویق فراوان کردند. امام جعفر صادق (ع) می فرمود یکی از موضوعاتی که من هرگز در بیان آن تقیه نخواهم کرد موضوع متعه است.
اینجا بود که یک مصلحت و حکمت ثانوی با حکمت اولی تشریع نکاح منقطع توأم شد و آن کوشش در احیاء یک “سنت متروکه” است. آنجا که ائمه اطهار مردان زن دار را از این کار منع کرده اند به اعتبار حکمت اولی این قانون است خواسته اند بگویند این قانون برای مردانی که احتیاجی ندارند وضع نشده است. همچنان که امام کاظم (ع) به علی بن یقطین فرمود: تو را با نکاح متعه چه کار و حال آنکه خداوند تو را از آن بی نیاز کرده است. و به دیگری فرمود: این کار برای کسی روا است که خداوند او را با داشتن همسری از این کار بی نیاز نکرده است. و اما کسی که دارای همسر است، فقط هنگامی می تواند دست به این کار بزند که دسترسی به همسر خود نداشته باشد. و اما آنجا که عموم افراد را ترغیب و تشویق کرده اند به خاطر حکمت ثانوی آن یعنی “احیاء سنت متروکه” بوده است. زیرا تنها ترغیب و تشویق نیازمندان برای احیاء این سنت متروکه کافی نبوده است. این مطلب را به طور وضوح از اخبار و روایات شیعه می توان استفاده کرد. به هر حال آنچه مسلم است این است که هرگز منظور و مقصود قانون گذار اول از وضع و تشریع این قانون و منظور ائمه اطهار از ترغیب و تشویق به آن این نبوده است که وسیله هوسرانی و هواپرستی و حرمسرا سازی برای حیوان صفتان و یا وسیله بیچارگی برای عده ای زنان اغفال شده و فرزندان بی سرپرست فراهم کنند.

همسریابی ازدواج موقت یک ضرورت اجتماعى

این یک قانون کلى و عمومى است که اگر به غرائز طبیعى انسان به صورت صحیحى پاسخ گفته نشود براى اشباع آنها متوجه طرق انحرافى خواهد شد، زیرا این حقیقت قابل انکار نیست که غرائز طبیعى را نمى توان از بین برد، و فرضا هم بتوانیم از بین ببریم، چنین اقدامى عاقلانه نیست زیرا این کار یک نوع مبارزه با قانون آفرینش است. بنابراین راه صحیح آن است که آنها را از طریق معقولى اشباع و از آنها در مسیر سازندگى بهره بردارى کنیم. این موضوع را نیز نمى توان انکار کرد که غریزه جنسى یکى از نیرومندترین غرائز انسانى است، تا آنجا که پاره اى از روانکاوان آن را تنها غریزه اصیل انسان مى دانند و تمام غرائز دیگر را به آن باز مى گردانند. اکنون این سؤال پیش مى آید که در بسیارى از شرائط و محیط ها، افراد فراوانى در سنین خاصى قادر به ازدواج دائم نیستند، یا افراد متاهل در مسافرت هاى طولانى و یا ماموریت ها با مشکل عدم ارضاى غریزه جنسى روبرو مى شوند. این موضوع مخصوصا در عصر کنونی که سن ازدواج بر اثر طولانى شدن دوره تحصیل و مسائل پیچیده اجتماعى بالا رفته، و کمتر جوانى مى تواند در سنین پائین یعنى در داغ ترین دوران غریزه جنسى اقدام به ازدواج کند، شکل حادترى به خود گرفته است.
با این وضع چه باید کرد؟ آیا باید مردم را به سرکوب کردن این غریزه (همانند رهبان ها و راهبه ها) تشویق نمود؟ یا اینکه آنها را در برابر بى بند و بارى جنسى آزاد گذاشت، و همان صحنه هاى زننده و ننگین کنونى را مجاز دانست؟ و یا اینکه راه سومى را در پیش بگیریم که نه مشکلات ازدواج دائم را به بار آورد و نه آن بى بند و بارى جنسى را؟ خلاصه اینکه، ازدواج دائم نه در گذشته و نه در امروز به تنهایى جوابگوى نیازمندى هاى جنسى همه طبقات مردم نبوده و نیست، و ما بر سر دو راهى قرارداریم یا باید فحشاء را مجاز بدانیم (همان طور که دنیاى مادى امروز عملا بر آن صحه گذارده و آن را به رسمیت شناخته) و یا طرح ازدواج موقت را بپذیریم.
معلوم نیست آنها که با همسریابی ازدواج موقت و فحشاء مخالفند چه جوابى براى این سؤال فکر کرده اند؟! طرح ازدواج موقت، نه شرائط سنگین ازدواج دائم را دارد که با عدم تمکن مالى یا اشتغالات تحصیلى و مانند آن نسازد و نه زیانهاى فجایع جنسى و فحشاء را در بر دارد بررسى و مطالعه اى دقیق در اطراف مسائل حقوقى اسلام، این حقیقت را روشن مى سازد که قوانین اسلام بر پایه نیازمندی هاى انسان در تمام شوون مختلف زندگى، وضع شده است و تناسب مستقیم با احتیاجات بشر دارد.
احکام درخشان اسلام در عین اصالت و درستى، جوابگوى خواسته هاى طبیعى و فطرى بشر در ادوار زندگى است. یکى از نیرومندترین غرایز در وجود انسانى، غریزه جنسى است. این غریزه به منظور تولید مثل و تکثیر نسل افراد در انسان آفریده شده است. تشریح قانون ازدواج در اسلام به منظور هدایت این غریزه اصیل در مجراى صحیح و ارضاى آن به طور شایسته است. اما چون ازدواج دائم در عین حال که در جلوگیرى از آلودگی ها و نگهدارى عفت انسان نقش موثرى به عهده دارد، در تمام شرایط نمى تواند پاسخگوى تمایلات جنسى انسان باشد. از این رو در اسلام قانون ازدواج موقت تشریع شده است تا با استفاده از آن به خواسته هاى جنسى در تمام شرایط پاسخ مثبت داده شود.

چهره ازدواج موقت از دیدگاه قرآن و حدیث

قرآن مجید در این زمینه مى فرماید: «فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فریضه؛ مهر تعیین شده زنانى راکه به عنوان ازدواج موقت عقد کردید بپردازید.» (نساء/ ٢١) این آیه به اتفاق مفسران شیعه و به قول گروهى از مفسران اهل سنت درباره ازدواج موقت نازل شده است. درباره این قانون عالى نیز احادیثى از پیشوایان اسلام آمده است. براى نمونه:عبدالله بن مسعود مى گوید: در یکى از جنگ ها همراه پیغمبر (ص) بودیم و چون زنان همراه ما نبودند و از جهت غریزه جنسى در فشار بودیم از آن گرامى پرسیدیم آیا براى ما جایز است کارى کنیم که غریزه جنسى در وجود ما به کلى از بین برود؟ (صحیح مسلم ج ۳ ص ۱۲۰) آن حضرت ما را از این کار بازداشت و اجازه داد که ازدواج موقت کنیم و این آیه را خواند: «یا ایها الذین آمنوا لا تحرموا طیبات ما احل الله لکم و لا تعتدواان الله لا یحب المعتدین؛ اى گرویدگان به اسلام، کارهاى پاکیزه اى که خدا براى شما حلال کرده بر خود حرام نکنید و تجاوز ننمایید که خدا تجاوز کنندگان را دوست نمى دارد.» (مائده/ ۸۷) همچنین على (ع) می فرماید: اگر عمر، ازدواج موقت را نهى نکرده بود، جز انسان هاى بدبخت کسى به زنا دست نمى زد. (وسائل ج ۱۴ ص ۴۴٠) و امام صادق (ع) می فرماید: هر کس ازدواج موقت را حلال نشمرد از ما نیست. (وسائل ج ۱۴ ص ۴٣٨)

ازدواج موقت در حقوق اسلام

ازدواج موقت و دائم در بیشتر احکام با هم یکسانند و در قسمتى اختلاف دارند. آنچه در مرحله اول، این دو را از یکدیگر ممتاز مى سازد یکى این است که در ازدواج موقت زن و مرد تصمیم مى گیرند به طور موقت با هم ازدواج کنند و پس از پایان مدت اگر مایل باشند با قرارداد ثانوى طبق شرایطى که در کتاب هاى فقهى ذکر شده است پیمان ازدواج را تمدید مى کنند. دیگر آنکه ازدواج موقت از لحاظ شرایط، آزادى بیشترى در بر دارد از جمله مخارج زن بر مرد در این ازدواج لازم نیست مگر در ضمن عقد با یکدیگر قرارداد کنند و نیز زن و مرد بدون قرارداد در متن عقد، از یکدیگر ارث نمى برند و همچنین فرزندى که در این ازدواج به وجود مى آید با فرزند ازدواج دائمى یکسان است و هیچگونه تفاوتى با هم ندارند. در سایر آثار حقوقى این دو نوع ازدواج نیز یکسان مى باشند مثلا در هر دو مهریه وجود دارد و نیز در هر دو ازدواج انسان نمى تواند با مادر و دختر همسر خویش ازدواج کند و آنها با او محرمند و همان طور که در ازدواج دائم زن باید پس از طلاق عده نگهدارد در این ازدواج نیز پس از پایان مدت باید عده نگهدارد با این تفاوت که عده زن دائم سه نوبت عادت ماهانه یا سه ماه (در پاره اى از موارد) مى باشد و عده زن غیر دائم دو نوبت یا چهل و پنج روز است.
بنابراین فلسفه ازدواج موقت این است که ازدواج دائم نمى تواند به تنهائى پاسخگوى تمایلات جنسى انسان باشد زیرا در زندگى ضرورت هایى براى بیشتر مردان پیش مى آید که معمولا براى مدتى امکان بهره بردارى جنسى از همسر خویش از آنان سلب مى گردد. بدون تردید، در این مدت غریزه جنسى آنان را در بحران شدیدى قرار مى دهد که اگر از راه مشروع به آن پاسخ مثبت ندهند ممکن است آلودگی هایى پیش آید. درباره فلسفه و حکمت تشریع ازدواج موقت در اسلام از نظر حقوقى و اجتماعى باید گفت: جاى هیچ تردیدى نیست که حوائج زندگى، بشر را وادار کرده که براى اجتماع خود قوانینى وضع نماید، و به سنن اجتماعى جارى در مجتمع خود عمل کند. و این احتیاج هر چه ساده تر و طبیعى تر باشد کوشش براى رفع آن واجب تر و سهل انگارى در دفع آن مضرتر است و پر واضح است که احتیاج به اصل تغذى که زنده ماندن دائر مدار آن است غیر از احتیاج به تنعم در غذا و انواع میوه ها است و به همین قیاس است سایر شؤون زندگى. یکى از حوائج اولیه انسان، احتیاج هر یک از دو جنس نر و ماده اش به جنس مخالف است، به اینکه با او درآمیزد، و عمل جنسى با او انجام دهد، هر چند که صانع بشر احساس این احتیاج را در بشر قرار داده، و طرفین را مجهز به غریزه شهوت کرده است تا نسل بشر باقى بماند.
به همین جهت است که مجتمعات انسانى در گذشته و امروز همگى داراى سنت ازدواج بوده اند، و خانواده تشکیل مى داده اند، و این بدان جهت است که تنها ضامن بقاى نسل بشر، ازدواج است. ممکن است شما بگویید نه، این انحصار را قبول نداریم، زیرا در تمدن جدید راه دیگرى غیر از اصل تناسل و یا ارضاى غریزه براى دفع این حاجت پیشنهاد کرده اند، و آن اصل اشتراک در زندگى است، به اینکه مردان با آمیختن با یکدیگر و هم چنین زنان با همجنس خود، این احتیاج را بر طرف سازند. لیکن در پاسخ باید گفت: دلیل بر غیر طبیعى بودن روش مذکور این است که هیچ اجتماعى سراغ نداریم که اصل اشتراک در میان آنها شایع شده باشد، و از ازدواج و تشکیل خانواده بى نیاز شده باشند.
کوتاه سخن اینکه ازدواج سنتى است طبیعى که از آغاز پیدایش بشر تاکنون در مجتمعات بشرى دایر بوده، و هیچ مزاحمى به غیر از زنا سد راه و مزاحم آن نبوده، آرى، تنها مزاحم ازدواج، زنا است که نمى گذارد خانواده اى تشکیل شود و طرفین بار سنگین ازدواج را تحمل کنند و به همین بهانه شهوات را به سوى خود مى خواند، و خانواده ها را مى سوزاند و نسلها را قطع مى کند.
باز به همین جهت است که همه مجتمعات دینى و یا طبیعى ساده و سالم عمل زنا را شنیع و زشت مى دانند و آن را فاحشه و منکر مى خوانند و به هر وسیله اى که شده علیه آن مبارزه مى کنند، و مجتمعات متمدن هم اگر چه به کلى از آن جلوگیرى نمى کنند و لیکن در عین حال آن را کار نیکى نمى شمارند، چون مى دانند که این کار عمیقا با تشکیل خانواده ضدیت دارد و از زیادى نفوس و بقاى نسل جلوگیرى مى کند و لذا به هر وسیله اى که شده آن را کمتر مى کنند و سنت ازدواج را ترویج مى نمایند و براى کسانى که فرزند بیشترى بیاورند جایزه مقرر مى دارند و درجات آنان را بالا مى برند و همچنین مشوقات دیگر به کار مى بندند.
چیزى که هست على رغم همه آن سختگیرى ها علیه زنا و این تشویقها در امر ازدواج، باز مى بینیم که در تمامى بلاد و ممالک چه کوچک و چه بزرگ این عمل خانمان سوز و ویرانگر، یا علنى و یا به طور پنهانى انجام مى شود، که البته علنى و یا سرى بودن آن بستگى به اختلاف سنتهاى جارى در آن اجتماع دارد. و این خود روشن ترین دلیل است بر اینکه سنت ازدواج دائم براى نوع بشر کافى براى رفع این احتیاج حیوانى نیست و انسانیت و بشریت با داشتن سنت ازدواج باز در پى تتمیم نقص آن است. پس آنهایى که در جوامع بشرى زمام قانون را به دست دارند باید در مقام توسعه و تسهیل امر ازدواج بر آیند. به همین جهت است که شارع اسلام سنت ازدواج دائم را با ازدواج موقت توأم نموده، تا امر ازدواج آسان گردد و در آن شروطى قرار داده تا محذورهاى زنا را از قبیل آمیخته شدن نطفه ها، اختلال انساب، واژگون شدن رشته خانوادگى، انقطاع نسل و مشخص نشدن پدر آن فرزند نداشته باشد، و آن شرایط این است که یک زن مختص به یک مرد باشد و زن بعد از جدایى از شوهرش عده نگهدارد و آنچه بر شوهرش شرط کرده در آن ذى حق باشد پس با جعل این مقررات محذورهاى زنا را بر طرف کرده و با القاى سایر قوانین ازدواج دائم، از قبیل حق نفقه و… مشقت ازدواج دائم را بر داشته است.
البته گاهی ایرادهایى که بر ازدواج موقت مى شود از جمله:
۱- گاهى مى گویند چه تفاوتى میان “ازدواج موقت” و “فحشاء” وجود دارد؟ هر دو “خودفروشى” در برابر پرداختن مبلغى محسوب مى شوند و در حقیقت این نوع ازدواج نقابى است بر چهره فحشاء و آلودگى هاى جنسى! تنها تفاوت آن دو در ذکر دو جمله ساده یعنى اجراى صیغه است. در پاسخ باید گفت: آنها که چنین مى گویند گویا اصلا از مفهوم ازدواج موقت آگاهى ندارند، زیرا ازدواج موقت تنها با گفتن دو جمله تمام نمى شود بلکه مقرراتى همانند ازدواج دائم دارد، یعنى چنان زنى در تمام مدت ازدواج موقت، منحصرا در اختیار این مرد باید باشد، و به هنگامى که مدت پایان یافت باید عده نگاه دارد، یعنى حداقل چهل و پنج روز باید از اقدام به هر گونه ازدواج با شخص دیگرى خوددارى کند، تا اگر از مرد اول باردار شده وضع او روشن گردد، حتى اگر با وسائل جلوگیرى اقدام به جلوگیرى از انعقاد نطفه کرده باز هم رعایت این مدت واجب است، و اگر از او صاحب فرزندى شد باید همانند فرزند ازدواج دائم مورد حمایت او قرار گیرد و تمام احکام فرزند بر او جارى خواهد شد، در حالى که در فحشاء هیچ یک از این شرائط و قیود وجود ندارد. آیا این دو را با یکدیگر هرگز مى توان مقایسه نمود؟ البته ازدواج موقت از نظر مسئله ارث (در میان زن و شوهر) و نفقه و پاره اى از احکام دیگر تفاوتهایى با ازدواج دائم دارد ولى این تفاوتها هرگز آن را در ردیف فحشاء قرار نخواهد داد، و در هر حال شکلى از ازدواج است با مقررات ازدواج.
۲- “ازدواج موقت” سبب مى شود که بعضى از افراد هوسباز از این قانون سوء استفاده کرده و هر نوع فحشاء را در پشت این پرده انجام دهند تا آنجا که افراد محترم هرگز تن به ازدواج موقت نمى دهند، و زنان با شخصیت از آن ابا دارند. پاسخ این است که: سوء استفاده از کدام قانون در دنیا نشده است؟ آیا باید جلو یک قانون فطرى و ضرورت اجتماعى را به خاطر سوء استفاده گرفت؟ یا باید جلو سوء استفاده کنندگان را بگیریم؟ اگر فرضا عده اى از زیارت خانه خدا سوء استفاده کردند و در این سفر اقدام به فروش مواد مخدر کردند آیا باید جلو مردم را از شرکت در این کنگره عظیم اسلامى بگیریم یا جلو سوء استفاده کنندگان را؟! و اگر ملاحظه مى کنیم که امروز افراد محترم از این قانون اسلامى کراهت دارند، عیب قانون نیست، بلکه عیب عمل کنندگان به قانون، و یا صحیحتر، سوء استفاده کنندگان از آن است، اگر در جامعه امروز هم ازدواج موقت به صورت سالم در آید و حکومت اسلامى تحت ضوابط و مقررات خاص، این موضوع را به طور صحیح پیاده کند هم جلو سوء استفاده ها گرفته خواهد شد و هم افراد محترم (به هنگام ضرورتهاى اجتماعى) از آن کراهت نخواهند داشت.
۳- مى گویند: ازدواج موقت سبب مى شود که افراد بى سرپرست همچون فرزندان نامشروع تحویل به جامعه داده شود. جواب این ایراد کاملا روشن شد، زیرا فرزندان نامشروع از نظر قانونى نه وابسته به پدرند و نه مادر، در حالى که فرزندان ازدواج موقت کمترین و کوچکترین تفاوتى با فرزندان ازدواج دائم حتى در میراث و سایر حقوق اجتماعى ندارند و گویا عدم توجه به این حقیقت سرچشمه اشکال فوق شده است.